بتاریخ
27 ام ماه مه ایمیلی
ازآدرس
الکترونیکی ashkan.soroosh@gmail.com به
آدرس"شورش"(ارگان
مرکزی مائویست
های
افغانستان)
واصل شد. این
نامه
کوتاه به
قرارزیرین
است:
" سلام
دوستان
نقدی که
برای شما
ارسال می شود
پاسخی است که
به نوشته دوستی
به نام بابک
فرزام داده ایم .ازهمکاری
شما برای
انتشار این
نقد بسیار
سپاسگذاریم.
اشکان و
سروش"
بعدازخواندن
نوشته ایکه ضمیمه
نوشته بوده
ومشاهده اینکه
نوشته باسیاست
نشراتی"شورش"درمغایرت
قراردارد، رفیق
خاوری مدیروب
سایت به
فرستنده یافرستندگان
نامه
بااختصار می
نویسد:
دوست
محترم!
ازنشرنوشته
شما براساس
ماده 13 ام سیاست
انتشاراتی
شورش معذرت میخواهیم"
رفیق
خاوری هرگاهی
این جملات
رابه حیث پاسخ
به نویسندگانی
که نوشته های
شان با سیاست
نشراتی شورش
مخالف اند، مینویسد.
اووقتی می بیندکه نوشته یک
رفیق انقلابی،
دریک قسمت
ازمعیارهای
نشراتی شورش بیرون
می
افتد،آنرانشرنمیکند.اوموظف
است که عین
برخوردرابانوشته
کادرهاواعضای
تشکل مائویست
های
افغانستان هم
بکندوهرنوشته
راکه جنجال
برانگیز،بدون
داشتن خصلت
رهگشاویامقاله
نویسی و"واژه
درجمله
استعمال
کردن" دریابد،
نشرنکند.
رفقاودوستان
مانیزمیدانندکه
شورش"اطلاعات
هفتگی"،"مجله
خانواده"
صفحه"بخوان
وبدان"، "ازهرچمن،
سمنی" نبوده
بلکه بخشی
ازارگان
انتشارات سیاسی-
ایدئولوژیک
طبقه کارگرمیباشد.
درراس سیاست
نشراتی شورش این
مطالب بچشم میخورند:
توجه !
ماازتمام
نویسندگان
ومنسوبین
سازمانهاوارگانهای
سیاسی که
نوشته های شان
را برای
نشردروب سایت
ومجله شورش می
فرستند، رفیقانه
خواهش میکنیم
که قبل
ازارسال
نوشته شان یک
مرتبه سیاست
نشراتی
مارامرورکنندوبعدازآن
نوشته های شان
رابرای نشربه
مابفرستند.
دراینصورت
لازم نمی
افتدکه مابه این
دوستان
ورفقاخاطرنشان
سازیم
که"نوشته
شماباسیاست
نشراتی
ما،مغایرت
داردوما
متاسفانه نمیتوانیم
آنرانشرکنیم".
مااینک سیاست
مصوبه جلسه
رسمی یکم
نوامبر سال 2009
رابااندکی
تعدیل باردیگربه
نشرمی سپاریم
وبه تمام
رفقاودوستان
عزیزمااعلام
میکنیم که ما
ازاین سیاست
عدول نمیکنیم،
لطفا آنرا
بخوانید
وبعدازآن
نوشته تان
رابرای
ماارسال کنید.
هیئت تحریر
همانطوریکه
نویسندگان"شورش"،به
خودحق میدهندکه
سیاستی
رادنبال
کنندومقرراتی
رارعایت نمایند،
به ماهم این
حق رامیدهند.
کسانیکه این
کاررانمیتوانندبهتراست
برای نوشته های
شان وب سایت
های دیگرراجستجوکنند.
بسیار اند وب
سایت هائیکه
ازدریافت اینگونه
مقاله
هاخوشحال هم میشوند.
خلاصه؛
پاسخ رفیق
خاوری برای مایک
امرکاملاعادی
بحساب میرودواودرطی
این چندسال
صدهامرتبه این
جملات را
نوشته است وهیچ
نویسنده بااین
پاسخ
برخوردنامناسب
ازخودنشان
نداده است. دوستان
ما اولین کسانی
اند که عکس
العمل تند
نشان میدهند.چندساعت
بعدازپاسخ ، نامه
دیگری
ازآدرس
الکترونیکی
برهان عظیمی که
سکوی پرتاب
نامه هاوتبلیغات
الکترونیکی
حزب کمونیست ایران(م.ل.م)است،
واردآدرس
شورش میشود. این
نامه
مملوازخشم
وغضب
برماوفحش
ودشنام به"جمعی
ازمائویست های
ایران"است.
برهان عظیمی یانویسندگانی
که ازاین آدرس
الکترونیکی مینویسندبرخوردمارا"ناصادقانه
وسوال برانگیزخوانده"و"جمعی
مائویست های ایران"را"یک
نفر" وآنهم "بی
حافظه"،"دروغپرداز"،"مجهول
الحویه(مجهول
الهویه)"،"ناصادق"و"فحاش"میخوانند.آنهامارااینطورسرزنش
میکند:
"بدتراینکه
سایت شورش این
فردرابه
عنوان"جمعی
از: مارکسیست –
لنینیست –
مائویست های ایرا
نی"معرفی میکندبسیار ناصادقانه
وسوال برانگیزاست."(تکیه
ازماست)
درپاراگراف
سوم میخوانیم"این
فرد"سیاست
نشراتی
شورش"راکه
شماانتشارداده
ایدبامشتی
فحاشی وتهمت
وافترابه
صدرحزب کمونیست
انقلابی امریکا
تحت
عنوان"داستان
باب"زیرپاگذارده
است بااین
وجودسایت
شمابه درج
تهمت های این
فردناشناس علیه
رفیق باب آواکیان
اقدام کرده
است."
این
دوستان باب
اواکیان رابه
منزلت"حضرت
ونزهت من العیوب"رسانیده
اندکه حتی نبایدنظرات
اورانقدکرد."این
واقعاکه کمونیزم
است!!".مادرگذشته
زمانیکه باب
اواکیان
مارکسیست- لنینیست-
مائویست
بودازاودفاع
کرده ونظرات
اورادرمبارزات
سیاسی – ایدئولوژیک
ما نقل وقول میکردیم.
اکنون نیزبه
اوبمثابه یک
عنصرمترقی ضد
امپریالیست
امریکائی می بینیم.امانه
درگذشته اوویاکسی
دیگررا"کامل،عاری
ازعیوب
ومافوق
انتقاد"
دانسته ونه
حالا می دانیم.
حتی
اگرخودنشناسی
وناسیونالیزم
امریکائی اش
هم نمیبود،
رفتارانحلال
طلبانه
اودرقبال
جنبش انقلابی
بین المللی
اورااز"معصوم
وحضرت
بودن"محروم میساخت.
یک کمی
پائینترمینویسند"من
ازسایت شورش
انتضار(انتظار)دارم
(البته
اگرانظتارم(منظورشان
انتظاراست)بیهوده
نباشد!) که
سابقه
مبارزاتی این
فرد مجهول
الحویه(مجهول الهویه) را
برای خود و
خوانندگان خویش
روشن کند.
سایت
شورش مانند
هرسایت کمونیستی
دیگر به محتوای
سیاسی- ایدئولوژیک
یک نوشته نگاه
میکند وسپس
واژه ها و شکل
برخورد آن
نوشته را با معیار
هایش مقایسه میکندوهرگز
نه بخودحق میدهد
ونه موظف است
که"سابقه
مبارزاتی"ویا"معلوم
الهویه" بودن
نویسنده
آنراجستجوکند.
تحقیق
درمورد"سابقه
مبارزاتی"ویا"هویت"کسی
نه وظیفه یک
وب سایت است
ونه چنین
انتظاری
عاقلانه میباشد.
دوستان عزیزمابهتراست
این درخواست
راازمنابعی
بکنند که به اینگونه
اطلاعات دستزسی
دارند،نه
ازما. به همین
طریق ماهیچ
سندی نداریم
که بتوانیم
ثابت کنیم که"م.دامون
" با"دامون یادامان
یک"نفراست
وهم چنین نمیدانیم
که این دوستان
چطوربه این
کشف دست یافته
اند؟ هرنتیجه
گیری محصول یک
جمع آوری
شواهد، تحلیل
آنها
وسرانجام نتیجه
گیری میباشدکه
براساس یک
متدولوژی
صورت میگیرد.
آیااین
دوستان این نتیجه
گیری شان
راازتحقیقات
لیتروگرافی
گرفته اند؟آیاآنهابیهیفیرولوژی
ادبی- روانی رابکار
برده اند؟ یا
اسلوب دیگرتقرب
به حقیقت
رامورد
استفاده
قررداده
اند؟آدم
عاقل"بدون
تحقیق حرفش را
نمی زند".
اگرشماتحقیق
کرده ایدلطفانتائیج
آنرابه
نشربسپاریدواگرنکرده
اید،ازکجااینگونه
احکام راصادر
میکنید؟
ثانیاکمیئت"جمعی
ازمائویست های
ایرانی"دلیل
نشرنوشته
آنهانبوده
است.
ماهمانطورکه
نمیدانیم حزب
کمونیست ایران(م.ل.م)ازچندنفرتشکیل
شده، به
همانصورت نمیدانیم
که"جمعی
ازمائویست های
ایرانی"چندنفرمی
باشند. این
"صادقانه ترین"برخوردبه
قضایااست. زیراتحت
تعقیب وپیگردفاشیستی
پولیس جمهوری
اسلامی فقط
آنهائیکه برای
شان جبرئیل
نازل میشوند،یابارمل
واصطرلاب
کارمیکنندویاباذعفرجنی
واصحاب
ابوالغیب
رابطه دارندمیتوانندازتعداد
افرادیک تشکل
مخفی
خبرداشته
باشند!.افرادی
که ایدئولوژی
شان مجازنمیدانندباظن
وگمان واسپیکلاسیون
کار کنند، هیچگاهی
جرائت نمیکنند
بگویند که
تعدادافرادیک
تشکیلات مخفی
چندنفراست.اماافرادیکه
حتی واقع گرانیستندچه
رسدبه ماتریالیست،همیشه"ازاسرارغیب
خبردارند"ومیدانندکه
فلان تشکیلات
چندنفراست.چنین
افرادی
نتنهاازنظر سیاسی،
بلکه ازنظرایدئولوژیک
بایدتحت سوال
هرکمونیست چه
که حتی
هرفردمترقی
ودموکرات
قرار داشته
باشند. زیراموجودیت
آنها درصف خلق
فوق العاده
سوال برانگیزاست.
مضاف
براین،
مامعتقدیم که
این خط است که
سرانجام یک
حرکت راتعین میکندنه
تعدادافراد.
حزب توده ایران
روزی جمعیت
بزرگی
رابمثابه
عضووهواخواه
خویش درایران
داشت. به همینصورت
احزاب دیگرایرانی
که خودراکمونیست
وبالا
ترازکمونیست
میخوانند.
اماحزب توده ایران
بدلیل خط
انحرافی اش
امروزبه دلقک
های سیاسی حقیری
که ننگ خلق کبیرایران
بحساب می
روند، مبدل
گردیده
اندوبدون شک
آنهائیکه راه
بیگانه شدن
بامارکسیزم –
لنینیزم- مائویزم
رادرپیش
گرفته
اند،سرنوشت
بهتری ازحزب
توده
نخواهندداشت.
به این دلیل؛
اینکه"جمعی
ازمائویست های
ایران"یکنفراست
یایک
هزارنفر،برای
ماهیچ ارزشی
ندارد.
این
دوستان
سرانجام میگویندکه"باانتشارچنین
نظراتی درسایت
شورش آیا به
نظرنمیرسدکه
اعتقاد سایت
شورش به "حقیقت
طبقاتی" فصل
مشترکی با این
فردمجهول
الحویه(مجهول
الهویه) باشد!
حقیقت طبقاتی
که با متدولوژی
مکانیکی
بروکراتیک
وغیرعلمی به
سرکوب و تهمت
و دروغپردازی
علیه رفیق باب
آواکیان می
پردازد، برای
همین سایت
شورش حاضر شده
با یک بی پرنسیپی
خاص(تکیه از
ماست)و اشتهای
زیاد در کوبیدن
باب آواکیان
صدر حزب کمونیست
انقلابی امریکا
مقالاتش را که
کپی است
ازنظرات آقای
مایک ایلای مدیرسایت
ضدانقلابی
کاساما
انتشاردهید .
مانمیدانیم
که"متدولوژی
مکانیکی
بروکراتیک"چه
هست وبه چیزی
اطلاق میشود.
این ترکیب
اصطلاحات برای
ما کاملاجدیداست.
این دوستان
لطف نموده بگویندکه
این"متدولوژی
مکانیکی(میکانیکی)بروکراتیک
(بیروکراتیک)"
"سنتزنوین"
چه مطالبی
هست؟
تاجائیکه
ماازمعنی
ومفهوم
متدولوژی
باخبرهستیم،
متدولوژی روش
تقرب به حقیقت
است. مثلا:باب
اواکیان می گوید
که پوزیتیفیزم،اینسترومینتالیزم،آپرایوریزم،
مذهب گرائی وغیره
ازنحله های
متدولوژی
پراگماتیزم
بورژوائی
اند.ازجانب دیگر"بیروکراتیک"که
ازواژه لاتین(بیروبه
معنی میز، دیوان
ودفتر)گرفته
شده، روش سیاسی
است که در
فرهنگ فارسی
گاهگاهی"دیوان
سالاری"نیزیادشده
است. باترکیب
این اصطلاحات
که نه در قطی"عطار"
معنی میدهندونه
ونه در"خریطه
حیکم جی" جای
دارندمیخواهیدچه
بگویند؟
اگرمنظوراین
دوستان
از"متدولوژی
مکانیکی
بروکراتیک"همان"متدولوژی
ماتریالیزم میکانیکی
باشد"که دیوان
سالاران
بورژوازی
تصورمیکنند
از آن طریق به
حقیقت میرسند،دراینصورت
لازم است بگوئیم
که مائویست
هابطور عام ی
ومائویستهای
افغانستان
بطورخاص مسایل
فلسفی رابااینگونه
ماجراجوئی مطرح
نمیکنند.طرح
مسایل فلسفی و
دیدگاهی که تعین
سمت وسوی
حرکات سیاسی
ماست
باماجراجوئی
مطرح نمیشود
واینگونه
مطرح ساختن این
مسایل سبک
کاراوانتوریزم
بورژوائی است
نه سبک
کارکمونیزم
انقلابی.
این
دوستان بدون
عرق بر جبین
احساسا کردن
واژه های
مانند" بی
پرنسیپ"را
بکارمیبرند.این
نشان میدهدکه
تنها
املاوانشاواوضاع
روانی این
دوستان نگران
کننده نیستند،بلکه
زبان واخلاق سیاسی
شان نیزمایه
نگرانی میباشد.زیرا
تنهاافرادیکه
به خودشان
هزاران باربی
احترامی شده
وآماج نفرین
وناسزاقرارگرفته
اندبه حرف شان
وزنه قایل نیستند
وبه همانصورت که
خودشان فحش شنیده
اند، به همان
سادگی دیگران
رافحش میدهند.
چنین افرادی
بهتر است قبل
از آنکه به سیاست
وآنهم به گفته
خودشان"سیاست
علمی"دست
بزنند یک دوره
تحت درمان
مرتبه به
روانشناسی
قرار بگیرندوسپس
تعلیم ببینندویادبگیرندکه"سیاست
علمی"بافحاشی
وناسزا،دشنام
دهی وبددهنی پیش
نمیرود.حزب
کمونیست ایران(م.
ل. م) نیزبایدبداندکه
چه اموری رابه
چه افرادی
واگذارکند. زیراهرتشکل
میتواند چند
فحاش وناسزا
گوراموظف
سازدکه ازطریق
انترنت به
ماجراجوئی
ودشنام گوئی
دست
بزنند.اماچنین
کاری جزآنکه
همه را ضربه
بزند وفصاله
هارا به تضاد
های انتاگونیزم
مبدل سازد، هیچ
کار دیگری را
انجام نمیدهد.
سرانجام
می پردازیم به
توضیحی که آقایان
مادراول
ازماطلبیده
اند.آقایان
ماماننداستخدام
کنندگان هندی
ویامدیران
کارخانه های
انگلیسی که
کارگرمقصررابه
"Explaination"(توضیح)
درقبال
اشتباهی که
مرتکب شده به دفترکار
شان میطلبند،
دراول نوشته
شان ازما"میخواهند"که
درموردنشرمقالات"جمعی
ازمائویست های
ایرانی"دروب
سایت ما برایشان
توضیحاتی بدهیم!
این
لحن کلام
نتنهادوستانه
چه که حتی
"مودبانه
بورژوائی" نیست
چه رسد به لحن
رفیقانه کمونیستی
ولی بازهم ما
آنرا نادیده
گرفته واین
توضیح رابرای
آنهامیدهیم:
دوستان
عزیز!"اگرشمادوستان
نیزمطابق معیارهای
سیاسی- ایدئولوژیک
مائویست های
افغانستان
ومقررات وب سایت
شورش برای ماچیزی
رابرای
نشربفرستید،ماآنرانشرمیکنیم.اگرنوشته
شمامخالف معیارهای
سیاسی- ایدئولوژیک
ماومقررات وب
سایت شورش
باشد،ماآنرانشرنمیکنیم".امیدواریم
این توضیح
معلومات لازم
را به این
دوستان
مابرساند.
هیئت
تحریر وب سایت
"شورش"
ازشما میخواهم
در مورد یک سری
مقالاتی که به
تازگی زیرنام
"جمعی از :
مارکسیست – لنینیست
– مائویست های
ایرا نی" در سایت
خود اتشار میدهید
توضیحی دهید.
1- این
مقالات درسایت
شخصی و فردی
اقای "هرمز
دامان"
انتشار یافته
است و نام
متناقض "جمعی
مائوئیستهای
ایران" بر
بالای وبسایت
این فرد قرار
دارد. آدرس
وبسایت شخصی این
فرد ناشناخته
چنین است
http://jmiran.persianblog.ir/
اگر به
تمامی مقالات
این فرد در سایت
شخصی اش
مراجعه کنید
متوجه ی شوید
که تمامی
مقالات با نامیک
فرد "هرمز
دامان" یا حتی
برخی مواقع با
نام "م- دامون"
امضا شده است.
این فرد
دروغپرداز حتی
نمی تواند نام
دروغین خویش
را به خاطر
سپارد و
برمبنای
دروغگو حافظه
خوبی ندارد
گاهی خود را
"م- دامون" و
گاهی خود را
"هرمز
دامان"
لقب می دهد.
رفقای شورش
بهتر است به یکایک
اسامی که این
فرد زیر
مقالاتش
گذارده است
توجه کنند
مثلا
http://jmiran.persianblog.ir/
ماتریالیسم
تاریخی و نظریه
«از خود بیگانگی
انسان» (٨)
م – دامون
نه اصلا اینطور
نیست که نویسندگان
2 تا فرد
مختلفند
انشاء و نام
مقاله و ادامه
بحث همه نشانمیدهد
که تمامی
نوشته های سایت
آقای دامونیا
دامان یک
فرداست . فردی
غیر کمونیست،
مجهول الحویه
ناصادق و فحاش.
بدتراینکه
سایت شورش این
فرد را به
عنوان "جمعی
از : مارکسیست –
لنینیست –
مائویست های ایرا
نی" معرفی می
کند بسیارناصادقانه
وسوال برانگیزاست.
2- "جمعی
مائوئیستهای
ایرانی"
اساسا وجود
خارجی ندارد
چون نمآقای
هرمز دامان نمی
تواند هم
امضاء فرد ی و
شخصی خود را زیر
مقالاتش
بگذارد و هم
در بالای دکان
کاسبی اش نام
"جمعی مائوئیستهای
ایرانی" را
بگذارد . بدتر
از آن سایت
شورش با یک
چرخش قلم این فرد
را به "جمعی از
: مارکسیست – لنینیست
– مائویست های
ایرا نی"
ارتقاء داده
است! دست شما
درد نند که
بدون تحقیق
دارید اب به
آسیاب جریانات
ضد حزب کمونیست
انقلابی امریکا
می ریزید.
3- این
فرد "سیاست
نشراتی شورش"
را که شما
انتشار داده اید
با مشتی فحاشی
و تهمت و
افترا به صدر
حزب کمونیست
انقلابی امریکا تحت
عنوان
"داستان باب"
زیر پا گذارده
است با این
وجود سایت شما
به درج تهمت
های این فرد
ناشناس علیه
رفیقباب آواکیان
اقدام کرده
است.
من از سایت
شورش انتضار
دارم ( البته
اگر انظتارم بیهوده
نباشد!) که
سابقه
مبارزاتی این
فرد مجهول
الحویه را برای
خود و
خوانندگان خویش
روشن کند.
و
بازانتظار
دارم که موضع
سایت شورش روی
نظرات ضد
انقلابی آقای
هرمز دامان مشخص
شودوبصورت
علنی به اطلاع
جنبش کمونیستی
برسد.
با انتشار
چنین نظراتی
درسایت شورش آیا
به نظر نمیرسد
که اعتقاد سایت
شورش به "حقیقت
طبقاتی" فصل
مشترکی با این
فردمجهول
الحویه باشد!
حقیقت طبقاتی
که با متدولوژی
مکانیکی
بروکراتیک و
غیر علمی به
سرکوب و تهمت
و دروغپردازی
علیه رفیق باب
آواکیان می
پردازد، برای
همین سایت شورش
حاضر شده با یک
بی پرنسیپی
خاص و اشتهای
زیاد در کوبیدن
باب آواکیان
صدر حزب کمونیست
انقلابی امریکا
مقالاتش را که
کپی است از
نظرات آقای مایک
ایلای مدیر سایت
ضد انقلابی
کاساما
انتشار دهید.
من بیشتر
از این از
رفقای شورش
انتظار داشتم.