شاشیدن برجنازه مخالفین،

تبارزایدئولوژی سرمایداری دراخلاق سرمایداری است

 

ح. دهقانپور

 

ازگذشته هابیادم می آیدکه یک روزیک رفیق که دیگرجایش دربین ماخالی است ازاخلاق سوسیالیزم واخلاق سرمایه داری برای ما حرف میزد. همینقدربیادم مانده که او میگفت دراواخرجنگ دوم جهانی یک سربازاتحادشوروی یک زن آلمانی راآزارداده بود. یک خبرنگارامریکائی عکس این سربازراگرفته ودرروزنامه منتشرساخته ونوشته بود که سربازان ارتش سرخ به زنان آلمانی تجاوزمیکنند. چرچیل این عکس وروزنامه رادرجریان کنفرانس به استالین نشان دادومیخواست بگویدکه ارتش سرخ، ارتش بی انظباط وانسان های ابتدائی است. ارتش اتحادشوروی بایدبه زودترین فرصت آلمان راترک کندزیرااین افرادبی لجام مرتکب نقض حقوق مدنی آلمانی هامیشوند. هنوزحرف های ازاینگونه که سیاست بازان بورژوازی درمجالس آنهاراپشت سرهم قطارمیکنند،خاتمه نیافته بودکه رفیق استالین یک نشریه آلمانی وچندین نشریه دیگررابیرون کشیده وبه چرچیل وروزولت نشان دادکه اواشتباه میکندکه ارتش سرخ را بی انظباط میگوید. درعکس نشان داده شده بودکه همان سربازدستگیر شده وژورنالیست نوشته بودکه این سرباز درمحکمه صحرائی محاکمه خواهد شد. روزنامه دیگری نوشته بودکه این سربازنه به دلیل آنکه حقوق مدنی یک زن را درآلمان خدشه دارساخته بلکه به دلیل آنکه ارزش عضویت درارتش سرخ رانداردازارتش اخراج ومحاکمه میشود. بیاد دارم که آن رفیق میگفت که چرچیل بعدازدیدن روزنامه وعکس آن سربازومقایسه آنهامانندموش مرده سرش راپائین انداخت وهمتای امریکائی اش باچشمکی به اوگفت" غلط کردی پیرخرفت".

 

درسالهای دهه 70سربازان امریکائی درجنوب شرق آسیاوبه ویژه دلتای میکانگ هزاران نمونه ازاین نوع جنایت وتجاوزبه زنان ودختران را ثبت تاریخ کرده اند.آنهاباقتلعام اهالی ونابودساختن دهکده هانمونه هائی ازبربریت ویرانگری سرمایداری امپریالیستی رابه نمایش گذاشته اند. امپریالیزم امریکابعدازلشکرکشی شان به افغانستان با وحشتناک ترین تسلیحات که دارای کلاهک های موادرادیواکتیف اندبه بمباردمان مردم ماشروع کردند. ازجائیکه این بمباردمانها درمنطقه پشتون نشین کشوربودند، روشنفکران ونویسندگان، پژوهشگران ومورخین،تحلیلگران وصاحب نظران تاجک، هزاره،ازبک وترکمن مانندگنگ های بیزبان سکوت اختیارکردند."افغان ملت"درحالیکه میدیدسرزمین ملیت پشتون وبه ویژه چراگاه هائی شبانان ودهقانان فقیراین ملیت ازسپین بولدک تا کنربامواد رادیو-اکتیف مسموم میگردد، مانندملاهای جهادی تاجک وهزاره سکوت کرده وخودرا بیشتر به آغوش امپریالیزم میفشرد.

 

اکنون بعداز10 سال امپریالیست هامی بینندکه علیرغم بسیج 48 کشوربرای تسخیرافغانستان بازهم موفق نیستند. نه بمباران ها، نه حملات بزدلانه شبانه،نه آتش باری های پهبادی، نه بویکشی های اطلاعاتی، نه ترفنددموکراسی، نه ترویج نفاق بین ملیت هاوسرانجام نه استخدام کردن سیاف وخلیلی ومحقق وبه خدمت گرفتن مجتهدین اهل تشییع ومولوی ها اهل سنت مانندمحسنی ودیگران ونه ....وغیره کارگرنیفتاده با عصبانیت برجنازه مخالفین شان می شاشند. روشن است که شاشیدن نیروی تفنگدارامریکائی یعنی نیروی بانام ونشان وحرفه ای برجنازه مخالفین،تبارزواماندگی وناامیدی ازشکست های پی درپی آنهاست. امااین ظاهرقضیه است.این تبارزریشه های دیدگاهی وبینشی دارد.هیچ حرفی خارج ازیک فلسفه ویک دیدگاه نیست.

 

دیدگاهی که برارتش سرخ درزمان رفیق استالین حاکم بوداین بودکه این ارتش وظیفه داردحلقات زنجیرهای سفت را از دستان توده های تحت استثماروستم کاپیتالیزم خردوداغان سازد.این وظیفه راایدئولوژی اتحادشوروی آن روزیعنی مارکسیزم- لنینیزم به سربازان اتحادشوروی داده بود. وظیفه مساوی بودن انسان با یکدیگر. وظیفه رها سازی بشر. وظیفه عملی شعاررهاشوزیرازندگی زیباست. رهائی خلق اروپابطورعام وخلق آلمان بطورخاص ازچنگال فاشیزم سرمایداری وظیفه مشخص سربازان ارتش سرخ بود. وقتی سربازی بجای آنکه یک زن آلمانی راکمک کندواورانجات بدهداوراآزارمیدهد،مرتکب نقض دیدگاهی میشود ومستحق محاکمه صحرائی است. اما ایدئولوژی سربازامپریالیزم اینست که خلقهای جهان راباسرنیزه، تجاوزبه زنان ودختران، ویرانگری وبمباران، تهدید وکشتار،ترفند دموکراسی وحملات شبانه وآتش باری ازآسمان و...غیره مطیع سازد. اطاعت کن یابمیر! برده باش یاماتیربارانت میکنیم وسپس برجنازه ات می شاشیم. شاشیدن برجنازه کشته شدگان افغانستانی درحقیقت امرخطی است ازتابلوئی بزرگ تجاوز واشغالگری امپریالیزم. برخی ازسردمداران امپریالیزم امریکاوازجمله هیلری کلینتن این عمل رامحکوم کرده وآنرا مخالف معیارهای سربازان امریکائی خوانده است. اومیترسدکه اینگونه اعمال چهره واقعی امپریالیزم رابطورعام وامپریالیزم امریکاوانگلستان رابطورخاص به جهانیان معرفی کند.به این دلیل آنها این سربازان را محاکمه هم خواهند کرد، اما از محاکمه نمایشی آنها نباید این نتیجه را اخذ کرد که امپریالیزم یکباره مخالف "رذالت وبربریت شده است"، بلکه نتیجه درست اینست که اینگونه اعمال چهره حقیقی نظام سرمایداری رابه خلق های دنیامعرفی میکندوکارغارتگری آنهارامشکل میسازد.

 

دراین میان جالب اینست که ازاین نویسندگان ومحقق،دانشمندوسیاست دان که گفتمان وافغان- جرمن آن لاین ودیگران رانوشته های"دانشمندانه"و"عالمانه" شان پر کرده اند هیچ خبری نیست. آنهائیکه میتوانندهمه چیزراتحلیل کنند! وبرای هرمطلبی نوشته های مملوازواژه های سنگین را دیف مینمایندچرادراینمورد  نه صدائی در می آورند،نه مقاله ای می نویسند ونه"اعتراضی"دارند. کجایند آنهائیکه قلم شان درموردهجووبدنام ساختن کمونیزم همیشه پرازرنگ است؟ کجایندجرم شناسان(!)جنایات"حزبی" که بیایندوجنایات غیرحزبی امپریالیست هارا"شناسائی"کنند وببینندکه"امپریالیستهابمرحله"فردیت"رسیده اندویااینکه "همیدون"به"حالت غیرفردیت" باقی مانده اند؟ کجایندآن مترجم های با"مسئولیتی"که حتی دروغ واتهام رابازگوئی میکنند؟کجایند"دموکرات ها"و"مدافعین حقوق بشر"که نمی بینندشاشیدن برجنازه کشته شده هانتنهاموهن، رذیلانه وغیرانسانی است بلکه نقض کننده ابتدائی ترین مفادحقوق بشرمیباشد؟ کجایند"گفتمان های دموکراسی"افغانستان که  ببیندکه "دموکراسی آوران "امپریالیست چه "دموکراسی"ای رابرایشان آورده اند؟ پایان 31 ام جدی 1390